محمد اعظم خان ناظم جهان

37

قرابادين اعظم ( فارسى )

هر يك يك دانگ مغز تخم كدوى شيرين مغز تخم خرپزه هر يك دو دانگ بلعاب اسپغول حبها به قدر موتهه ساخته به ورق نقره بپيچند جمله يك شربتست حب مخترع حكيم علوى خان كه در سل با اسهال معمول‌ست صفت آن مرواريد ناسفته كهربا صندل سفيد لعل ياقوت رمانى و سفيد زهرمهره طباشير ابريشم مقرض سرطان سوخته انجبار دم الاخوين مغز بهدانه نشاسته شادنج مغسول حب الآس صمغ عربى كتيرا رب السوس بسد سوخته اقاقياى مغسول عصارهء لحية التيس طراثيث گل داغستانى گل مختوم گل ارمنى هر يك يكماشه مغز تخم كدو و خيارين و كاهوى مقشر هر يك سه ماشه افيون زعفران هر يك يك برنج كافور قيصورى يكماشه بلعاب اسپغول و بهدانه سرشته حبها به قدر موتهه سازند شربتى دو درم ايضا تاليف حكيم شريف خان جهت منافع مذكوره صفت آن ياقوت رمانى زهرمهرهء خطائى لعل يشب سبز كهربا كافور هر يك يك درم رب السوس صمغ عربى كتيرا نشاسته گل نيلوفر سرطان سوخته طباشير كوكنار تخم خشخاش سفيد گل گاو زبان هر يك يك مثقال بيخ انجبار صندل سفيد گل ارمنى هر يك نيم مثقال زعفران يك دانگ بلعاب بهدانه سرشته حبها به قدر عدس سازند شربتى از يك درم تا دو درم حب غرى السمك به جهت سرفه و سل و نزلهء حار و نفث الدم و مده كه از قرحهء سل باشد بيعديل‌ست صفت آن تخم خشخاش سفيد صمغ عربى شكر تيغال كتيرا مغز بادام مقشر غبار رحى غرى السمك تخم خطمى گل گاو زبان رب السوس هر يك دو ماشه مغز تخم كدوى شيرين تخم كاهوى مقشر هر يك سه ماشه افيون مصرى يكماشه زعفران نيم ماشه كوفته بيخته بلعاب بهدانه و اسپغول حبها سازند برابر دانهء عدس و يك دو حب وقت شب بدهند حب سل كه مجرب‌ست صفت آن سنگ جراحت يك توله شيرهء جو مقشر شش ماشه رب السوس افيون عظيم‌آبادى مغز بادام مقشر هر واحد چهار ماشه صمغ عربى كتيرا مغز تخم كدوى شيرين خرفهء مقشر خشخاش سفيد گل داغستانى بسد سوده هر واحد سه ماشه مغز بهدانه مغز تخم خرپزه دم الاخوين گل ارمنى هر واحد دو ماشه مغز تخم خيارين دو توله ادويه جداجدا كوفته نگهدارند بعده بگيرند گل بنفشه چهار ماشه گل نيلوفر تخم خطمى خبازى هر واحد شش ماشه سپستان ده عدد كوكنار سه عدد اسپغول دو ماشه پرسياوشان دو ماشه زوفاى خشك سه ماشه ادويه در يك نيم پاؤ آب بجوشانند چون سوم حصه بماند ماليده صاف كرده شيرهء جو مقشر نبات سفيد نه ماشه افزوده بجوشانند كه غليظ شود ادويهء مسطوره مخلوط نموده حب به قدر نخود بندند و شب و روز تا ده حب در دهان دارند ايضا نافع سل صفت آن سنگ جراحت گلوست زهرمهرهء سائيده كات سفيد كتيرا صمغ عربى مغز بهدانه نشاسته تخم خشخاش سفيد تخم خطمى مغز تخم كدو دم الاخوين رب السوس هر يك يك درم افيون يكماشه حب بندند و وقت شدت تپ كافور يكماشه داخل كرده مىشود حب ديگر كه به جهت سرفه و سل مجرب‌ست صفت آن نشاسته صمغ عربى كتيرا تخم خشخاش سپيد مغز بادام مقشر افيون مصرى مساوى باريك سائيده بلعاب بهدانه حبها سازند حب كه براى دبه اطفال همواره معمول و مجرب‌ست صفت آن نيله تهوتهه سوخته سهاگه نيم بريان هر دو مساوى در آب يا در شير بز حلكرده حبها به قدر باجره سازند و يك حب يا دو سه حب در آب يا در شير مادرش بدهند ايضا براى دبه اطفال صفت آن ايلوه مغز جمال گوته برابر در بول ماده گاو نازائيده در ظرف آهنى با دستهء آهنى خوب كهرل كرده برابر دانهء موتهه حبوب بندند يك حب به طفل در شير بخورانند قى و اسهال خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى به خواهد شد ايضا معمول صفت آن مشك خالص زعفران جندبيدستر صبر سقوطرى هر يك سه سرخ سائيده به آب حب سازند به قدر دانهء موتهه و يك حب در عرق باديان و يا عنب الثعلب حلكرده شير گرم نموده بنوشانند در سه روز به سه عمل به شود